آسمون خونه ی دلم بي تو پر ابرهای غمه ...
الو
منزل خداست؟
لو سلام
منزل خداست؟
اين منم مزاحمی که آشناست
هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است
ولی هنوز پشت خط در انتظار يک صداست
شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است
به ما که می رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟
الو
دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد
خرابی از دل من است يا که عيب سيم هاست؟
چرا صدايتان نمی رسد کمی بلند تر
صدای من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟
اگر اجازه می دهی برايت درد دل کنم
شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست
دل مرا بخوان به سوی خود تا که سبک شوم
پناهگاه اين دل شکسته خانه ي شماست
الو ، مرا ببخش ، باز هم مزاحمت شدم
دوباره زنگ می زنم ، دوباره ، تا خدا خداست
دوباره ...... تا خدا خداست

آسمون خونه ی دلم بي تو پر ابرهای غمه ...
هر روز نم نمك روی اين دل خسته، باروني از غم می زنه...
راستی...! ديشب ديدم عكس چشمات از تو آسمون می خنده، به من چشمك می زنه ...
نمی دونم كه چرا ؟!.. با همه بي رحمی هايت، دلم برای يه نگاهت مثل يه كبوتر پر مي زنه
میون شهر قصه مون صدای آشنایی نیست
تو جاده های عاطفه نشون رد پایی نیست
ستارهی ترانه رو كسی دیگه تو شب ندید
یكی رو دفترچه عشق با رنگ تیره خط كشید
قلبای آدمای شهر خونه های سنگی شدن
تمام كوچه هامونم مسیر دلتنگی شدن
ترنم پرنده ها تو بغض باد شب شكست
لشكر لحظه های شاد نیومده عقب نشست
تو این هیاهوی مهیب كسی به فكر دل نبود
كسی به یاد غربت این همه سوته دل نبود
...
قلبای آدمای شهر خونه های سنگی شدن
تمام كوچه هامونم مسیر دلتنگی شدن
نمی دانم با كدامين رنگ، در كدامين روز، از كدامين پنجره ... نمی دانم...
|
+|
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386 توسط مرتضی
|
| ارسال به دوستان