به تو مدیونم از ازل واژه با تو من غنچه شکفته شدم از دل آرزو برآمدم و بر لب ای کاش های گفته شدم

حرف هایت همه را شنیدم
بوی خوب احساس را از آنها حس کردم
همه بر دلم نشست و عشق دوباره در خاطرم جوانه زد
پس باز انتظار اما
انتظاری شیرین
خواهی آمد در کنارم و وجودم را سرا پا عشق خواهی کرد...

من از جنس احساسم برای تو بهشتی خواهم ساخت
من عاجزانه می گویم که به عشق تو نیازمندم
من هنوز به بارگاهی نرسیده ام
که عشق ببخشم و جانم عشق طلب نکند
من تو را دوست دارم
و از قلب سرخ تو
به قلب آبی آسمان می رسم...

ماه در اوج آسمان می رود
و ما در گوشه ای ازشب
همچنان به گفتگوی دست ها
گوش فرا داده ایم و ساکتیم
و در چشم های هم، یکدیگر را می خوانیم
در چشم های هم، همدیگر را می بخشیم
من همه دنیا را در چشم های او می بینم
او همه دنیا را در چشم های من می بیند
ما در چشم های هم ساکتیم
یکدیگر را می بینیم
و چشم در چشم هم
و گوش به زمزمه لطیف، مهربان دست خاموشیم
و ماه در اوج آسمان می رود...

با سلام خدمت دوستان خوبم
تحویل سال نو و این بهار خجسته را خدمت شما دوستان عزیزم تبریک می گویم امیدوارم سالی پر برکت همراه با شادی و نشاط را در کنار خانواده هایتان سپری کنید...

آره بازم منم دوباره اومدم... فکر نمی کردم رفتنم ناراحتتون میکنه. دوباره اومدم اما این بار قدم هامو محکم ورداشتم ... این بار اومدم تا با قدرت بهار و باتوکل به خدایی که در این نزدیکی است دوباره بنویسم..
اینجا تنها جایی هست که میتونم دلتنگیهامو برات گریه کنم ... کمکم کن به بودنت محتاجم...

زیبا ترین شعرم را در خواب گفتم من بودم تو بودی و تاریکی در تاریکی برق چشمانت را دیدم از چشمانت گفتم از عشق کاش از خوابی که تو در آن باشی هیچ وقت بیدار نشوم اگر چشمانت بگذارند
|
+|
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385 توسط مرتضی
|
| ارسال به دوستان